تاریخ زتکرارخویش گریان است                   بانوح بگوکه نوبت طوفان است

ازمرقدحجربن عدی فهمیدم!                      ازچیست مزارفاطمه (س)پنهان است

( موضوع:نبش قبرحجربن عدی)

در سال 323هـ.ق متوکل عباسی بر تخت نشست، او که نفرت شدیدی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام داشت، بنابراین چهار مرتبه اقدام به تخریب قبر حضرت ابی عبدالله امام حسین علیه السلام نمود: أ) اولین بار: در سال 233هـ.ق بسبب شرکت کردن یکی از کنیزان ترانه سرای خود در زیارت شعبان و رفتن او به کربلا، به عمر بن فرج رخجی دستور داد آنچه را مأمون عباسی ساخته است را تخریب کند و قبر امام حسین علیه السلام را محو ساخته و زمین آن را شخم زنند، او هنگامیکه آنجا رسید دستور داد تا قبرها را شخم زنند و قبر امام حسین علیه السلام را شخم نزد، سپس دوستداران اهل بیت علیهم السلام با وجود آزار و اذیت اقدام به بازسازی حرم مطهر و ساختن خانه هایی در اطراف آن کردند. ب) دومین بار: در سال 136هـ.ق متوکل عباسی اقدام به تخریب ضریح مطهر و ملحقات حرم مطهر و کشت و زرع در زمین آنجا و تخریب خانه های اطراف کرد، سپس از زیارت آنجا و دیگر عتبات عالیات جلوگیری کرد و زائران را تهدید به مجازات های سخت نمود، و بین مردم جار زد: هر که را بعد از سه روز در کنار قبر ببینیم دستگیر کرده و به غل و زنجیر می کشیم. سماوی در ابیاتی به این حادثه اشاره کرده و سروده است:   ثم تناهى جعفر بالمخر           والحرث للارض ونـــــبث القبر لمأتين وثلاثين وســـت           إذ فوض الأمر إلى علق وست   (سپس جعفر محدودیت ایجاد کرد و زمین را شخم زد و قبر را تخریب نمود؛ در سال 236 و کار را به بازداشت مردم رساند)   و امر تخریب را به مردی یهودی به نام ابراهیم دیزج سپرد، و او را به سمت کربلای معلی روانه ساخت تا قبر امام حسین علیه السلام را محو نماید.(1)، و دیزج بنابر دستور متوکل تنها به تخریب قبر شریف بسنده نکرد بلکه تمام خانه های شهر کربلا را ویران ساخت و آنجا را به صحرایی تبدیل نمود و شهر را زیر آب برد، اما هنگامیکه به قبر رسید کسی جرأت جلو رفتن نداشت، لذا او گروهی از یهودیان را جمع کرد و قبر مطهر را با خاک یکسان نمود و زیر آب برد، سپس با گذاشتن نگهبانان در راههای ورودی دستور داد هر زائری را در مسیر یافتند دستگیر کرده یا وی را کشته یا به شدت تنبیه کنند (2) همچنین متوکل مجازات زائرین امام حسین علیه السلام را برای بار اول بریدن دست، و بار دوم بریدن پا تعیین کرد(3). ابو علی عماری می گوید: با ابراهیم دیزج ملاقات کردم و از او جزئیات حادثه را پرسیدم، او گفت: به همراه غلامان مخصوصم آنجا رفتم، و قبر را کندم، و بدن حسین بن علی علیه السلام را در حفره ای جدید یافتم که از او بوی مشک به مشام می رسید، حفره و بدن حسین را همانگونه رها کردم و دستور دادم تا روی آن را با خاک بپوشانند و روی آن آب ریختم، و دستور دادم تا با گاو آنجا را شخم بزنند ولی گاوها پای به آنجا نگذاشتند و هرگاه به آنجا می رسیدند برمی گشتند، پس به غلامانم گفتم به خدا قسم اگر کسی سخنی از این ماجرا به زبان آورد او را خواهم کشت (4) سماوی این حادثه را به شکل کامل ذکر می کند و می گوید:   ثم حرثنا الأرض لكن البقر       تأتي إلى ذاك المــــــقام وتذر وكلما تضرب للـــــــــكراب       تقهقرت تمـشي على الأعقاب ثم مخرنا الـماء فوق القبر       فحار عنه واقفاً لا يجري (5)   (سپس زمین شخم زدیم ولی گاوها انجا نزدیک می شدند و بازمیگشتند؛ و هر چه به انها شلاق می زدیم عقب نشینی می کردند و جلو نمی رفتند؛ سپس آب را روانه قبر کردیم ولی آب نیز اطراف قبر ایستاد و پیشروی نکرد)   و به نظر می رسد که دوستداران اهل بیت علیهم السلام قبر مطهر را اینگونه به حال خود رها نکرده و با وجود فشارهای حکومت آن را بازسازی کردند. ج) بار سوم: در سال 237هـ.ق هنگامیکه به متوکل خبر رسید که اهل سواد در سرزمین نینوی برای زیارت بارگاه پاک امام حسین علیه السلام گردهم می آیند و در آنجا جمعیت فراوانی جمع می شود، به یکی از سرداران خود به نام هارون معری دستور داد به همراه وزیر و ابراهیم دیزج و دیگر افراد قبر مطهر را تخریب کرده و آنجا را شخم زده و قبر امام حسین علیه السلام را محو نموده و از رفتن مردم به زیارت و تجمع در آنجا ممانعت ورزند؛ آنها نیز چنین کردند.(6) یکی از محققان می گوید:متوکل این بار نتوانست مانند دفعات پیشین موفق به تخریب مرقد مطهر شود، و علت آن فشار افکار عمومی و مقاومت شدید مردم محلی در برابر سربازان بود.(7) در سال 240هـ.ق أشنانی که یکی از دوستدارن اهل بیت علیهم السلام بود مخفیانه به همراهی یکی از عطاران به زیارت امام حسین علیه السلام شتافت، هنگامیکه به موضع قبر رسیدند با وجود چاله های فراوان و شخم خوردن زمین به دنبال قبر مطهر گشت و آن را به گونه ای که صندوقچه روی قبر از جایش کنده شده و در کناری سوخته است یافت، پس آب را به آنجا سرازیر کردند تا جایی که آب دور قبر مطهر جمع شده و زمین فروکش نمود و خندقی دور آن به وجود آمد، و پس از اتمام زیارت خود علامتهای واضحی دور قبر مطهر قرار دادند. و أشنانی وضعیت امنی آن زمان را اینگونه گزارش می کند: برای زیارت خارج شدیم در حالیکه در روز مخفی می شدیم و شبها حرکت می کردیم تا به نزدیکیهای غاضریه رسیدیم، و از انجا نصف شب حرکت کردیم و از بین دو سربازی که خواب بودند گذشتیم و خود را به موضع قبر رساندیم، و چون قبر مطهر بر ما مخفی بود شروع به بوییدن موضع آن کردیم ... الخ.(9). د) بار چهارم: در سال 247هـ.ق بار دیگر به متوکل خبر رسید که مردم و اهل سواد و کوفه دوباره به سمت کربلا برای زیارت بارگاه ملکوتی امام حسین علیه السلام روانه شده اند و جمعیت فراوانی بدین منظور گردهم آمده و کاروان بزرگی به راه افتاده است، او نیز سپاه بزرگی به همراه یکی از سرلشگرانش به سمت آنها گسیل ساخت و دستور داد بین مردم به بیزاری از زائران قبرمطهر امام علیه السلام جار بزنند، و یکبار دیگر نبش قبر کرد و زمین آنجا را شخم زد، و مردم را از رفتن به زیارت بازداشت، و به تعقیب خاندان أبی طالب و شیعیان پرداخت و تعداد بیشماری از آنان را به قتل رساند.(10) چهارمین اقدام متوکل برای تخریب قبر مطهر امام حسین علیه السلام مصادف بود با زیارت نیمه شعبان، همان زمانی که افراد زیادی مشتاقانه برای زیارت در کربلا حضور بعمل می آورند. (11). این مرتبه نیز امر تخریب توسط ابراهیم دیزج انجام گرفت، او می گوید: متوکل به من دستور داد تا به سمت نینوی و قبر حسین روانه شوم، و آنجا را با خاک یکسان کرده آثار آن را محو نمایم، شبانگاهان همراه کارگرانی بیل و کلنگ بدست آنجا رسیدم، به غلامان و همراهیانم دستور دادم تا با کارگران قبر را ویران کنند و زمینش را شخم زنند، و از شدت خستگی دراز کشیدم و خوابیدم، یک مرتبه غوغایی بپاشد و صداهای بلندی به گوش رسید، و سربازانم مرا بیدار کردند، سراسیمه بیدار شدم و گفتم: چه شده است؟ گفتند: اتفاق عجیبی افتاده است! گفتم: چه اتفاقی؟ گفتند: در موضع قبر گروهی مانع رسیدن ما به قبر شدند و ما را با تیر هدف قرار می دهند. پس با آنها بدانجا رفتم تا از موضوع با خبر شوم، همانگونه بود که برایم تعریف کردند، و آن شب اولین شب از شبهای بیض -اعتکاف- بود، دستور دادم آنها را با نیزه هدف قرار دهند، و وقتی به آنها نیزه زدند نیزه ها به سمت پرتاب کننده بر می گشت و به او اصابت کرده او را درجا می کشت، بسیار ترسیدم و گریستم و تب لرز مرا گرفت، و همان لحظه از قبر دور شدم و خود را از ترس اینکه متوکل مرا بسبب عدم اجرای کامل دستوارتش بکشد در گوشه ای پنهان کردم (12). جنایات متوکل و خبر تخریب قبر سبط رسول خدا صلی الله علیه و آله بین مردم پیچید و قلب مسلمانان را جریحه دار کرد، و مردم بغداد نسازاهای خود را بر دیوار می نوشتند، و در شعرهایشان ناسزا می گفتند. متوکل نیز تمام اموال خزانه حرم مطهر امام حسین علیه السلام را به تاراج برد و آن را بین سربازانش تقسیم کرد و گفت: قبر نیازی به این اموال و خزانه ها ندارد (13) نقل شده است که: هنگامیکه قبر مطهر را زیر آب بردند، آب پس از چهل روز خشک شد و اثری از قبر به جای نگذاشت، مرد بادیه نشینی از بنی اسد انجا امد و وجب به وجب آنجا را بو کشید تا قبر مطهر امام حسین علیه السلام را پیدا کرد، خود را روی آن افکند و گریست و گفت: پدر و مادرم به فدایت چه خوشبوست بدن و تربت پاک و مطهرت، سپس گریست و سرود:                                                  أرادوا ليخفوا قبره عن وليه       فطيب تراب القبر دل على القبر(14) (خواستند اثر قبر را از دیدگان محو کنند ولی تربت پاک و خوشبویش دلیل موضع قبر شد) ناگفته نماند آنچه در مورد قبر مطهر امام حسین علیه السلام رخ داد، در مورد قبر مطهر حضرت ابالفضل عباس علیه السلام نیز به وقوع پیوست. - در سال 269هـ.ق عتبات مقدس کربلا مورد هجوم و سرقت از طرف ضبة اسدی قرار گرفت. مورخان گفته اند: ضبة فرماندار شهر عین التمر بود و به کربلا حمله کرد و آنجا را مورد سرقت قرار داد و ساکنینش را اسیر کرده به قلعه عین التمر برد، پس عضد الدولة به همراه سپاهیانش به عین التمر حمله کردند و مدتی قلعه را محاصره کردند، و ضبة زمانی با خبر شد که قلعه در محاصره بود، به فکر فرار و نجات خود و اسبش افتاد و خو را از بالای دیوار قلعه به بیرون پرت کرد، اسبش مرد و خود سالم ماند و فرار کرد، عضد الدولة قلعه را فتح کرد و سربازان را اسیر کرد و اهالی کربلا را به شهر خود بازگرداند.(15).   پاورقی ها ------------- 1- دائرة المعارف حسینی. تاریخ المراقد. ج1/آیة الله شیخ محمد صادق کرباسی: ص269. 2- تاریخ کربلا و حائر حسینی/ دکتر عبدالجواد فرزند علی کلیدار:ص203. 3- دراسات حول کربلا و دورها الخضاری:628. 4- بحار الانوار: مجلسی397/45 ح5- 395/45/ح3. 5- مجالی اللطف:2/26. 6- بحار الانوار: مجلسی/ 397/45/ح5- 395/45/ح3. 7- تاریخ کربلا و حائر حسینی/ دکتر عبدالجواد فرزند علی کلیدار:ص209. 8- تاریخ الحرکة العلمیة فی کربلا/ نورالدین بن محمد شاهرودی:16. 9- مقاتل الطالبین: علی بن جسین اصفهانی:479. 10- بحارالانوار: ممجلسی: 45/397/ح5. 11- تاریخ کربلا و حائر حسینی/ دکتر عبدالجواد فرزند علی کلیدار:ص214. 12- بحار الانوار: مجلسی: 45/395/ح4. 13- تاریخ کربلا و حائر حسینی/ دکتر عبدالجواد فرزند علی کلیدار:ص163. 14- ترجمه ریجانة الرسول برگرفته از تاریخ دمشق ابن عساکر:275. 15- الکامل: ابن اثیر/ ج7:ص153.